کوروش

                                      به نام خدا

 سلام.ماچ

 

این بخش راجع به کوروش است . بله کوروش پارسیو من هر بار سعی می کنم داستانی از جوانمردی این بزرگمرد ایرانی برایتان بگذارم.

 

 

 این هفته داستان جنگ گوروش با لیدی را برایتان تعریف میکنم.

 

جنگ کوروش با لیدی

 

در بُهبُه ی جنگ کوروش با لیدی کرزوس پادشاه لیدی در اقامتگاه خویش در حال عیش و نوش با زنان خویش  بود . در این حال غیب گویی را فرا خواندکه پیتی نام داشت. پیتی به حضورش آمد و کرزوس از او پرسید عاقبت جنگش با کوروش چه خواهد شد؟ غیب گو گفت که در این جنگ کوروش پیروز می شود ولی تو نباید ناراحت شوی و باید به سوی هرموس سنگی بروی.کرزوس اسپارت را به سوی خود جلب کرد،با نبونید، پادشاه بابل،و آمازیس،پادشاه مصر،متحد شد و در سال549ق.م لشکر وی پطریوم(بغاز کوی امروز) را اشغال کرد . کوروش نیز کاپادوکیه را گرفت.کوروش به کرزوس گفت اگر به اطاعت وی در آید حکومت را به او ابقا خواهد کرد واگر به جنگ ادامه دهد با وی خواهد جنگید.لیدی به دلیل کمبود نفرات در تپه ی پطریوم که به اشغال کرزوس در آمده بود شکست خودو کرزوس شبانه به سارد گریخت . وآبادی های سرراهش را خراب کرد تا مبادا دست کوروش به وی برسد وبر این باور بود که کوروش در فصل زمستان به او حمله نخواهد کرد. اما از طرفی شاه بابل عهد خود را با لیدی شکست و به کوروش پیوست.کوروش به علت سرمای زمستان سپاه خود را مرخص کردوکرزوس به محض این که کوروش را در حال حمله دید قشونی گرد آورد و این دو سپاه در جلگه ی رود هرموس با هم جنگیدند. ولی کوروش در این جنگ به جای اسب از شتر استفاده کرد که از بوی بد شتر اسب های دشمن رم کردند و سپاهیان دشمن زیر پاهای  ایرانیان افتادند و فرمانده ی پارس ها باز هم بر فراز ایستاد  وبه این ترتیب ایران پیروز شد . شهر سارد ،پایتخت لیدی ، تصرف شد وبعد از 14 روز شهر سقوط کرد و به دست ایرانیان افتاد (بدون جنگ و خونریزی) .

به گفته ی کتزیاس کوروش کرزوس را به بارن فرستاد تا در آن جا در آسایش زندگی کند.یونان با لیدی متحد شده بود اما به محض سقوط لیدی یونانی ها بیمناک شدند  . قبل از سقوط سارد کوروش به یونان تقاضای صلح داده بود اما آن ها رد کرده بودند .بعد از پیروزی کوروش یونانی ها خواستند با ایران متحد شوند اما کوروش این مثال را برایشان به کاربرد:

"نی زنی به لب دریا رسید و با خود گفت اگر نی بزنم ماهی ها خواهند رقصید و شروع به نی زدن کرد اما ماهیها

نمی رقصیدند و نی زن ناراحت شد و توری برداشت وشروع کرد به صید کردن ماهیها . در این حال ماهیها را در حال رقصیدن دید . به آن ها گفت اکنون بیهوده می رقصید آن موقع که من نی  می زدم باید می رقصیدید و ماهی ها را صید کرد.

بعد از ان کوروش با شهر میلت کنار آمد و قرار دادی را که  آن شهر با لیدی داده بود امضاء کرد و بعد تمام شهر های یونانی آسیای صغیر و جزایر یونانی از جمله :لِسْبوس،خیوُس و بعضی دیگر را به قلمرو خود افزود. سفیری از یونان به ایران آمد و گفت :اگر یونانیان تحقیر شوند ،ما تحمل نخواهیم کرد. کوروش به گفته ی آن ها چنین پاسخی داد:

"من از مردمی که در میدان جمع می شوند تا به قید قسم به یکدیگر دروغ بگویند بیمی نداشته ام ، اگر زنده ماندم چنان می کنم شما به جای این که از یونانیان بُنا حرف بزنید از بیچارگی خودتان حرف بزنید"

 

منتظر باشید من از مطالب دیگر هم در باره ی کوروش  برایتان می گذارم .

 

در ضمن یک نظر سنجی برای این بخش گذاشتم تا موضوع هفته ی بعد انتخاب بشه.

 

نظر سنجی

 

دوست دارید موضوع هفته ی بعد کدوم یکی باشه؟؟

1.  تسخیر بابلعصبانی

2.  داستان بردیاعینک

3.  منشور جهانی کوروش قلب

حتماً نظراتتون رو برام ارسال کنید وگر نه نمی تونم

براتون مطلب بذارم.شیطان

 

خدانگه دار منتظر نظراتتون هستممنتظر

mino@yahoo.com

 

 

 

 

 

/ 0 نظر / 9 بازدید